تبلیغات
علوم گیاهی - انسان از کجا آمده است؟ نظریه تکامل از نظر اسلام

 



۱. گونه ها و جمجمه های بسیاری در روی کره ی زمین دیده شده که حکایت از موجوداتی می کنه که «مانند» انسان امروزی بودن ولی از نسل بشر امروز نبودن. به عنوان مثال جمجمه های بسیاری که از هومو ایرکتوس٬ هومو نیندرتالنسیس٬ و هومو ارگستر





چند سال هست که انسان ها روی کره ی زمین در حال زندگی کردن هستن؟ اصلا انسان ها از کجا اومدن؟ آقا ما از کجا اومدیم!؟سوال بالا یکی از سوالهایی هست که مدت هاست انسان ها رو به خودش معطوف کرده ولی متاسفانه همین سوال ساده رو نمی شه خیلی دقیق جواب داد. قبل از هر چیز٬ در درجه ی اول باید تعریفی از «انسان» داشته باشیم که اون رو از جانورهای دیگه که شبیه انسان بودن متمایز کنیم (مثل بعضی از گونه های دیگه که امروزه دیگه منقرض شدن). ولی حالا اگر ما بخوایم با همین تعریف رایج دنیا کار کنیم و انسان رو همون هومو سیپین فرض کنیم٬ دانشنامه ویکیپدیا این طور توضیح می ده:
«انسان خردمند با نام علمی Homo sapiens یا در تداول عامه انسان (یا بشر)، یک پستاندار دوپا از خانوادهٔ کپی‌های بزرگ است. مدارک به ‏دست ‏آمده از دی‌ان‌ای نشان‏دهندهٓ آن است که انسان‌های مدرن نزدیک به ۱۰۰ الا ۲۰۰ هزار سال پیش در آفریقا سرچشمه گرفتند، انسان‌هایی دارای هوش تکامل‏یافتهٓ بالا، توانا در تجزیه‏ و تحلیل، زبان سخن گفتن، درون‌گرایی و احساسات بودند. این استعداد پیشرفت روانی با به‌ هم پیوستن یک بدنِ راست‌قامت با توانایی راه رفتن با بازوان آزاد برای کنترل اشیا، که انسان‌ها را مجاز به رفتن به سفرهای طولانی و استفاده از هرنوع ابزاری می‌ساخت، شکل گرفت.»
و بعد با گذر سالیان دراز این انسان های مدرن از اون قسمت از زمین به دیگر قسمت ها کوچ کردن. به عنوان مثال اولین ورود انسان ها به اروپا رو حدود ۳۰ الا ۴۰ هزار سال پیش تخمین زدن.
نقشه ی زیر که یک سال پیش توسط یک مجله ی علمی آلمانی منتشر شده٬ تاریخچه ی مهاجرت هومو سیپین ها (بشر) بر روی کره ی زمین رو نشون می ده:


یادآور می شم که این نقشه ها و این نظریه ها قطعی نیستن و با گذر زمان و افزایش اطلاعات و یافته های علمی٬ پیشرفته تر و دقیق تر هم خواهند شد. ولی خوب٬ برای این که کلیات موضوع بیاد دست خواننده ها٬ به نظرم نگاه کردن بهشون می تونه مفید باشه.اگر نقشه ی بالا یک کم براتون پیچیدس٬ این نقشه ی پایین ساده تره:


همون طور که گفتم٬ هومو سیپین به عنوان گونه ی بشر مدرن امروز شناخته شده. ولی باید توجه داشت کهقبل از این گونه٬ گونه های متعدد دیگه ای هم بودن که موجوداتی ماقبل بشر امروزی محسوب می شن.
قدیمی ترین اسکلت جمجمه ی موجودی که فرض می شه از لحاظ زیستی جد انسان ها باشه به حدود ۲ میلیون سال قبل بر می گرده و از گونه ی «هومو هبیلیس» هست. اندازه ی مغز این گونه حدود ۳۰ الا ۵۰ درصد اندازه ی مغز انسان امروز هست.نکات جالبی می شه توی مطالعات در مورد این مسائل پیدا کرد. به عنوان مثال شاید جالب باشه که بدونین گونه ی «هومو نیندرتالنسیس» (همون نیندرتال که شاید به گوشتون خوره باشه) که امروز منقرض شده٬ مغزهای بزرگتری از انسان امروز داشته! این گونه از لحاظ قدرت بدنی از ما هم قوی تر بوده - مخصوصا قدرت بازوهای بلندش خیلی بیشتر از بازوهای ما بوده.خلاصه فسیل های گونه های «انسان وار» که موجوداتی بین انسان و میمون بودن به کرات دیده می شه و تعدادی از گونه های مختلف و نحوه ی تکامل هومو سیپین (بشر امروز) از گونه های دیگه رو می تونین از این شکل ببینین (منبع):


ولی حالا نکته ی جالبی که دوست دارم بهش اشاره کنم و مقداری جای فکر داره رو براتون مطرح می کنم.اگر در شکل بالا دقت کنین٬ دوتا خط می بینین - یکی قرمز٬ یکی آبی. اون نوشته های مختلفی رو هم که می بینین٬ گونه های مختلف انسان وار بودن که قبل از هومو سیپین وجود داشتن.شکل در محور عمودی٬ میلیون سال گذشته رو نشون می ده و در محور افقی مناطق روی کره ی زمین. به طور مثال بر مبنای شکل٬ حدود ۱.۲ میلیون سال پیش در منطقه ای در آفریقا٬ مسیر تکامل دو شاخه از انسان وار ها از هم جدا شده و بعد از این جدایی گروه هومو ایرکتوس در آسیا به سر بردند و هومو انسستورها به سمت اروپا رفتن.خوب حالا اگر به شکل نگاه کنین٬ در خط موجود تئوری های مختلف راه تکاملی بشر امروز هستن. البته تئوری های دیگه ای هم وجود داره. ولی این شکل این دو تئوری رو قطعی تر دونسته و نشون داده.خلاصه اگر به مسیر آبی نگاه کنین٬ خواهید دید که یک جهش وجود داره. یعنی یک جهش بین هومو ایرکتوس به هومو سیپین (بشر امروز). این جهش در شکل یعنی چی؟ این جهش توی شکل یعنی این که هیچ اسکلت یا جمجمعه ای تا به حال یافت نشده که این دو گونه رو به هم مربوط کنه! یعنی جمجمه های موجود و یافت شده٬ یا از گروه هومو ایرکتوس هستن٬ یا هومو سیپین. و اینکه هومو سیپین ها از این طریق به جدهای میمون وار و انسان وار خودشون متصل هستن٬ صرفا یک نظریه بدون مدرک قطعی هست. مثل این که معجزه شده باشه و گونه ی هوموایرکتوس٬ ناگهان به هومو سیپین تغییر پیدا کرده باشه.حالا بریم سراغ خط قرمز.همون طور که معلومه٬ در تئوری خط قرمز٬ گونه ی هومو سیپین از گونه ی هومو رودسینسیس تکامل یافته. حالا مشکل چیه؟ مشکل اینه که در کل دنیا شاید یکی دوتا جمجمه از این دسته پیدا نشده! و «فرض» می شه که همچین گونه ای وجود داشته. هومو انسستور چی؟ اون هم جالبه که بدونین جز دو منطقه در اسپانیا٬ هیج جمجمه ای از این گونه یافت نشده.حالا این حرفا که دارم می زنم یعنی چی؟ نتیجش چی می شه؟خلاصه ی مطلب این که:۱. گونه ها و جمجمه های بسیاری در روی کره ی زمین دیده شده که حکایت از موجوداتی می کنه که «مانند» انسان امروزی بودن ولی از نسل بشر امروز نبودن. به عنوان مثال جمجمه های بسیاری که از هومو ایرکتوس٬ هومو نیندرتالنسیس٬ و هومو ارگستر۲. در بین گونه ها و جمجمه های کشف شده -تا به امروز- هیچ جمجمه یا گروهی یافت نشده که به طور مستقیم و قطعی بشر امروزی رو به گونه ای قبل از خودش مرتبط کنه. یعنی در واقع بین قدیمیترین جمجمه های یافت شده از هومو سیپین ها٬ و جمجمه های دیگر یافت شده از گونه های دیگه٬ فاصله ای هست که فسیل های موجود هنوز اون رو پر نکردن.
حالا که مقدماتی از خودم در مورد این مسائل نوشتم٬ توجهتون رو جلب می کنم به نوشته های حضرت علامه طباطبایی در این باره -تفسیر المیزان جلد ۱۶ صفحه ۱۶۹ :ظاهر آیات قرآنى همین صورت اخیر است ، یعنى از ظاهر قرآن بر مى آیدکه نسل حاضر بشر منتهى به آدم و همسرش مى شود، و آدم و همسرش از پدر و مادرى متولدنشده ، بلکه از زمین تکون یافته اند.
چیزى که هست آیات قرآنى بیان نکرده که چگونه آدم از زمین خلق شد، آیا در خلقت اوعلل و عوامل خارق العاده دست داشته ؟ و آیا خلقتش به تکوین الهى آنى بوده ، بدوناینکه مدتى طول کشیده باشد پس جسد ساخته شده ازگل ، مبدل به بدنى معمولى و عادى و داراى روح انسانى شده ؟ و یا آنکه در زمانهایىطولانى این دگرگونى صورت گرفته ، و استعدادهایى یکى پس از دیگرى در اوتبدل یافته ، و نیز صورتهایى یکى پس از دیگرى به خود گرفته ، تا آنکهاستعدادش براى گرفتن روح انسانى به حدکمال رسیده ، آنگاه آن روح در او دمیده شده است ، و کوتاه سخن نظیر نطفه در رحمعلل و شرایطى یکى پس از دیگرى در او اثر کرده است ؟ هیچ یک از این احتمالات در قرآنکریم نیامده .
تنها روشن ترین آیه اى که درباره خلقت آدم در قرآن دیده مى شود آیه (انمثل عیسى عندالله کمثل آدم خلقه من تراب ثم قال له کن فیکون ) است ، چون این آیهشریفه در پاسخ از احتجاج مسیحیان بر پسر بدون عیسى براى خدانازل شده ، مسیحیان احتجاج مى کردند به اینکه او بدون پدرى از جنس انسانى ، به دنیاآمده ، و حال آنکه هر کس به دنیا بیاید از پدرى متولد مى شود، پس پدر عیسى باید خداباشد، آیه شریفه در پاسخ آنان مى فرماید: صفت عیسى (علیه السلام ) مانند صفت آدماست ، که خداى تعالى او را از خاک زمین خلق کرد، بدون اینکه پدرى داشته باشد، که ازنطفه او متولد شود، پس چرا مسیحیان نمى گویند آدم پسر خدا است.
و اگر مراد از خلقت از خاک ، منتهى شدن خلقت آدم به خاک باشد، همانطور که همهجانداران متولد از نطفه نیز خلقتشان منتهى به زمین مى شود، در این صورت معناى آیهچنین مى شود که : صفت عیسى که پدر ندارد مانند صفت آدم است که خلقتش منتهى به خاکمى شود، همچنان که همه مردم نیز چنینند.
و معلوم است که در این صورت دیگر آدم خصوصیتى ندارد، تا به خاطر آن عیساى بدونپدر را با وى مقایسه کنند، و در نتیجه آیه شریفه بى معنا مى شود، یعنى احتجاج علیهنصارى و پاسخ به دلیل آنان نمى شود.
با این بیان روشن مى گردد که تمامى آیات قرآنى که از خلقت آدم از تراب ، و یاگل یا امثال آن خبر مى دهد، همه بر مدعاى ما دلالت مى کند، یعنى مى فهماند که خلقت اوآنى، و بدون گذشت زمان، و بدون پدر و مادر بوده، و گرنه همانطور که گفتیمدیگر براى آدم خصوصیتى نمى ماند، که تنها خلقت او را به رخ ما بکشد، و بفرماید مناو را از خاک یا گل خلق کرده ام، چون در این صورت تمامى حیوانات و انسانها نیزخلقتشان به گل و خاک منتهى مى شود.
پس اگر فرموده : (انى خالق بشرا من طین) و یا مى فرماید: (و بدء خلق الانسان منطین).
همه دلالت دارد بر اینکه خلقت آدم با خلقت سایر افراد بشر و سایر جانداران فرقداشته است.
ولی در آخر٬ جان کلام این که ایشون می فرمان:«آیات کریمه قرآن ظاهر قریب به صریح استدر اینکه بشر موجود امروزى - که ما افرادى از ایشانیم -، از طریقتناسل منتهى مى شوند به یک زن و شوهر معین ، که قرآن نام آن شوهر را آدم معرفى کرده، و نیز صریح است در اینکه این اولین فرد بشر و همسرش از هیچ پدر و مادرى متولدنشده اند، بلکه از خاک یا گل یا لایه یا زمین، به اختلاف تعبیرات قرآن - خلق شدهاند. این آن معنایى است که آیات با ظهور قوى خود، آن را افاده مى کنند، چیزى که هست ظهورآیات در این معنا به حد صراحت نمى رسد، و نص در این معنا نیست، تا نشود آن راتاویل کرد، از سوى دیگر، مساله از ضروریات دین هم نیست، تا منکر آن مرتد (و خارج) از دینباشد»
منبع:http://www.parsine.com