تبلیغات
علوم گیاهی - تاکسونومی- سیستماتیک گیاهی

تاکسونومی- سیستماتیک گیاهی

پنجشنبه 6 مهر 1391 04:40 ب.ظ

نویسنده : عسکر اله قلی
معمولا هرگیاه به وسیله صفات ومشخصات ثابتی شناخته می شود.این صفات ومشخصات ثابت گیاه (شرح گیاه) همیشه باید بسیار روشن وقاطع باشد تا گیاه مورد نظر با گیاهی دیگر واحیانا نزدیک به آن اشتباه نشود وشناخت آن برای جوینده گمراه کننده نباشد.منظور از شناخت گیاه تمیز دادن آن از دیگر گیاهان است بنابراین برای رسیدن به این هدف اولین گام وساده ترین راه رده بندی گیاهان با توجه به صفات واختصاصات مشترک آنهاست که این خود پایه واساس علم تاكسونومی یا نظام رده بندی است.

عرصه کره خاکی شاهد گیاهان گوناگونی است که به مجموع آن جهان یا سلسله گیاهی می گویند سلسله گیاهی به ترتیب دارای تقسیمات زیر سلسله، شاخه، رده، راسته، تیره، جنس وگونه است وگیاه وقتی شناخته می شود که گونه آن معلوم شود.

آغاز گیاه شناسی جدید را باید از دوره رنسانس اروپا دانست وبرونفل، فوش ،بوک ،شارل دولکلوز، و دولوبل اولین گیاه شناسانی هستند که از این دوره به بعد به شرح گیاهان پرداخته اند وتا سال 1576 مجموعه وکاتالوگی از گیاهان زراعی یا گیاهان محیط اطراف خود را با شرح مختصر شناسایی منتشر کرده اند در این آثار شرح شناسایی گیاهان بسیار ساده وفاقد مهارت لازم است. ولی از طبیعت گیاه حکایتی دقیق دارند.بدیهی است در این شرح نویسی ها هیچ گونه انگاره یا فکری از گونه یا جنس وجود ندارد ولی چون در تالیفات وآثار خود طبیعتا" گیاهان را از روی شباهت ومجاورتشان با هم دسته بندی می کردند.شاید بتوان طرح اولیه تیره یا خانواده مانند:گروه یا دسته چتریان، مرکبان، نعناعیها، سرخسها ومخروطیان را در نوشته آنها دید.

در این مجموعه های قدیمی تعداد گیاهان ذکر یا شرح داده شده ابتدا بسیار کم بودند.

سپس بتدریج برتعداد گیاهان ذکر یا شرح داده شده ، افزوده شده است به طوری که بعد از مدت کوتاهی رقم آنها چشمگیر شد. دانشمندان علوم طبیعی وگیاه شناسان به منظور بررسی وافزایش تجارب خود ، به سیاحت ومسافرتهای بین قاره ای می پرداختند ویکی از ره آوردهای این سیر وسیاحت افزایش نام گیاهان بود.

در قرن هفدهم استفاده از میکروسکوپ علاوه بر پیشرفت سریع گیاه شناسی عمومی وکشف صفات جنسی گیاه مانند گل ونقش واهمیت بخشهای مختلف آن پیشرفت رده بندی را نیز تسریع کرد.

ژی رای انگلیسی (1623- 1708 میلادی)بزرگترین گیاه شناس وشرح نویس گیاهی گونه هایی را که دارای صفات مشترک وهمجنس بودند در گروه بزرگتری قرارداد وبا تکیه بر اصل صفات مشترک جنسها را نیز در گروه بزرگتری دسته بندی کرد وسپس ای دسته ها را با در نظر گرفتن موقعیت ووضع قطعات چرخه های گل مانند جدا گلبرگی، پیوسته جامی، بی گلبرگی وسایرصفات در گروههای بالاتر جمع کرد ولی " ژی رای" هم تقسیمات درخت، درختچه، بوته وعلفی را درده بندیهای خود حفظ کرد.

کارل لینه سوئدی که باید او را پدر گونه نامیددر سال 1758 میلادی در حدود 6200 گیاه وسپس 8551 گونه گیاهی را نامگذاری وبه شرح آنها پرداخت وآثاراواثر عمیقی برآثار گیاه شناسان بعدی داشته است.شرح وشیوه نگارش او در مورد گیاهان هنوزهم سرمشق شرح نویسی گیاه شناسان امروزی است.در حال برای گیاهان گلدار این رقم به 200000 تا 250000 گونه رسیده است.معادل آن برای ریسه داران ذکر می شود.

انواع سیستم های رده بندی:

1- رده بندی مصنوعی

2- رده بندی طبیعی

3- رده بندی فیلوژنیک

1- رده بندی مصنوعی :

تمام رده بندی هایی که بر پایه یک صفت قرار دارندرده بندی مصنوعی به شمار می آیند در سال 1585 سزالپین فهمید که وجود دانه وتکثیربه وسیله آن برای گیاهان صفت بسیار ممتازی است.بنابراین برپایه وجود دانه وبذر یعنی با انتخاب تنها یک صفت گیاهان را رده بندی کرد.لینه بر پایه ساختمان پرچمهای گل گیاهان را رده بندی کرد وآنها را در 24 رده قرار داد.

به عنوان مثال لینه نافه های تک پرچمی را موناندر ، دو پرچمها را دیاندر وسه پرچمیها را تریاندر وبالاخره نافه هایی را که دارای پرچمهای فراوان بودند پلی آندر نامید.چنانکه می بینیم این رده بندی علاوه برآنکه با طبیعت هیچ توافق ورابطه ای ندارد نواقص بسیاری نیز دارد برای مثال در دو پرچمیها(دیاندرها)زیتونها، سیزابها وسالویا ها که هر کدام به یک تیره جداگانه ارتباط دارند وتیره های آنها نیز از یکدیگر بسیار دور هستند در یک دسته قرار دارند بنابراین با این رده بندی نه تنها شناسایی گیاهان آسان نیست بلکه غیر عملی نیز هست.در جهان گیاهی برای شناسایی گیاهان از روش مصنوعی دیگری استفاده می کنند که به آن روش دو شاخه کردن صفات یا روش دوشاخه ای می گویند. در این روش بود یا نبود یک صفت یا صفات متضاد معینی را در نظر می گیرد وبه این ترتیب برای هر سوال فقط دو جواب آری یا نه باقی می ماند ودر هر نوبت با انتخاب متوالی صفات گروه کثیری از گیاهان فاقد آن صفات حذف می شوند ودر آخرین مرحله این توالی یک انتخاب که تعیین کننده ومشخص کننده گیاه مورد نظر است باقی می ماند.

شرح کلید شناسایی

گیاه پیدازاد......................................................................................................................................................................الف

گیاه نهانزاد(صفت متقابل وعکس)....................................................................................................................................ب

وقتی معلوم شدمثلا گیاه موردجستجو گلدار ودر گروه(الف)قرار داردبدیهی است دیگر احتیاجی به جستجو در گروه(ب)نخواهد بودوازآن صرف نظر می شود.

حال در گروه (الف):

1. گیاه دارای گلهای نرماده(هرمافرودیت) .................................................................................................................2

- گیاه دارای گلهای تک جنس...................................................................................................................................*

در این مرحله از تقسیم به دو شاخه ،معلوم می شود که گیاه مورد نظر در کدام یک از دوشاخه قرار دارد ;مثلا ،اگر گل آن نروماده باشد ،باید در همان شاخه که با شماره (1) مشخص شده و معرف صفت مثبت (+) است جستجو را ادامه دهید واز شاخه هایی که با علامت (-) مشخص شده است ومعرف صفت متقابل یا نبود صفت شاخه بالایی است ،صرف نظر کنیم.

در این جا لازم است یادآور شویم که در کلید های متداول فلورهای مختلف کشورهای جهان ،بود یانبود صفت یا صفات متقابل به صورت های مختلف نشان داده می شود; مثلا، استفاده از حرف ((a))یا ((الف)) برای یک صفت یا حرف ((b))یا ((ب))برای صفت متقابل با آن ،یا با شماره ای که مقابل آن می گذارند،درجه یا دفعات تقسیم را مشخص می کنند ; مثلا ،در تقسیم بالا که گل نر ماده یا تک جنس است این طور می نویسند .

a1 .گیاه دارای گلهای نرماده ...................................................................................................................................2 یا a2 b2 .گیاه دارای گلهای تک جنس..............................................................................................................................* یا *2

در اینجا با ید اضافه کرد که هر شاخه تقسیم می تواند به شناسایی گیاه مورد نظر برسد ،یا خود تقسیمات وشاخه های دیگر پیدا نماید ،که در حالت اخیر در جلوی شاخه مزبور همان طور که در دو سطر قبل دیده شد شماره که معرف تقسیم بعدی است ،گذارده می شود ; مثلا، اگر گیاه مورد نظر دراینجا دارای گلهای نرماده باشد باید در شاخه 1یا 1a که به2 یا 2a ختم شده است ،آن را جستجو کرد .بنابراین به صورت زیر تقسیم می شود:

2یا .2 a گل سه پر (در هر حلقه گل سه قطعه وجود دارد )...................................................................................3 یا a3

- یا .2 a گل پنچ پر(در هر حلقه گل پنج قطعه وجود دارد).................................................................................* یا b *

به این ترتیب با حذف متوالی ،به تدریج به هویت ونام گیاه مورد نظر نزدیک می شویم; برای مثال ،درمی یابیم که گیاه مورد نظر فرضا" یک گالیوم (شیرپنیر)وگل آن زرد است .از این پس صفات استقرار برگ روی ساقه را مورد بررسی قرار می دهیم که آیا در هر چرخه ،چهاربرگ وجود دارد یا تعداد آن در هر چرخه بیشتر ازچهار برگ (مثلا 6تا12)است؟

بدین ترتیب معلوم می شود که گیاه مورد شناسایی ما گالیوم کروسیاتا ویا گالیوم وروم می باشد .

در تکمیل این مطلب باید به این نکته اشاره کردکه کلید شناسایی گونه های گیاهی در یک منطقه یا در یک جنس یا یک تیره یا یک راسته به علت کثرت گونه ها ووجود صفات بی شمار،همراه با صفات متقابل سبب می شود که هر شاخه از یک تقسیم به شناسایی یک گونه یا یک واحد سیستماتیکی منجر شود یا شاخه ای ازآن معرف یک گونه وشاخه دیگر آن منتهی به تقسیم دو شاخه بعدی شود ،یا هریک از دو شاخه تقسیمات دیگری به دنبال داشته باشد .در هر حال شماره مقابل هر شماره(اگر به گونه ای ختم نشوند)درجه تقسیم آن را مشخص می کندواز آنجا که تقسیمات شاخه های مقدم تا تمام نشود ،تقسیمات شاخه های بعدی نمی تواند شروع شود; بنابراین ،شماره هایی که در مقابل هر شاخه در طرف چپ قرار می گیرندجوینده را به تقسیم مورد نظر راهنمایی می کنند،اکثرا" ممکن است ترتیب توالی نداشته باشند ولی شماره های طرف راست کلید که معرف دفعات تقسیم در کلید هستند (همان طور که در کلیدهای شناسایی واحدهای سیستماتیکی این کتاب در صفحات آینده خواهیم دید)همیشه نظم توالی خود را حفظ می کنند.

اجتماع گونه ها ،گروههای بزرگتری به نام جنس وتیره یا خانواده تشکیل می دهند .در فلورهای مختلف جهان ،تجمع گونه ها در خانواده ها ،به طرق مختلف رده بندی شده اند وتدوین فلورها از این نظر با هم کم وبیش تفاوت دارند ; مثلا خانواده یا تیره آلاله داری گونه هایی است که در چندین دسته یا گروه قرار دارند .دسته ای دارای پوشش کامل ،دسته ای فاقد پوشش یا جام هستند،بعضی گلهای 12برچه ای دارند وبرخی دیگر دارای بیش از 12 برچه می باشند ودسته ای هم وجود دارند که برچه های آنها بسیار کم است .چنانچه می بینیم رده بندی مزبور در کل یا حداقل در جزهای خود مصنوعی است واساس گروه بندی گونه ها ،برپایه تعداد کمی از گونه ها غالب قرار دارد وبا آنکه جنبه های علمی وعملی آن در جای خود اهمیت زیادی دارد ،ولی از آنجا که حاکی از یک ارتباط واقعی وانسابی وپیوند طبیعی گونه ها در خانواده نیست ،به همین جهت این رده بندی ونظایر آن نمی تواند ارضا کننده باشد ،مگر آنکه ان را سرآغاز یک رده بندی طبیعی واقعی بدانیم .

لینه در پایان متوجه نقص كار خود شد ودریافت که با روش او نمی توان به یک رده بندی طبیعی دست یافت.اساس رده بندی طبیعی بعدها به وسیله ژوسیوکه در آینده به آن اشاره خواهیم کرد ،ریخته شد.در رده بندی طبیعی اساس کار کوشش در دسته بندی گروه های مشترک ومشابه گیاهی کنارهم وتوجه به شباهت های عمیق ونزدیک بین آنها است.صفاتی در رده بندی طبیعی بیشتر مورد توجه است که اساس ساختمان گیاه برآن قرار داشته باشد.رده بندی طبیعی در حقیقت یک رده بندی تحقیقی واستنتاجی است.

2- رده بندی طبیعی :

تمام رده بندی ها یی که در آنها شرح وتوصیف یک گونه ،یا یک گروه،برمبنای چند صفت کنار هم انجام گیرد رده بندی طبیعی نامیده می شوند.

در رده بندی طبیعی صفاتی بیشتر مورد توجه که اساس ساختمان اندام گیاه برآن قرار داشته ودر حقیقت رده بندی طبیعی یک رده بندی تحقیقی و استنتاجی است .تمام صفات در توصیف گونه دارای ارزش برابر نیستند،مثلا داشتن یا نداشتن آوند صفت مهمی است که توسط آن گیاه به دو شاخه نهانزادان وپیدازادان تقسیم می شوند،یا ویژگی های دانه،صفت مهمی است که توسط آن گیاهان را به دو دسته نهاندانگان و بازدانگان تقسیم بندی می کنند .

زیر بنای فکری در این نوع رده بندی ،اصل موسوم به ثبوت گونه ها "Fixism" می باشد،یعنی معتبر ترین صفت،صفتی است که تغییرآن صفروثبوت آن100باشد.

مثال:

اگر در شرح تیره نعناع فقط به صفت چهار گوش بودن مقطع ساقه ومتقابل بودن برگها اکتفا شود.این صفت در تیره میمون وشاه پسند نیز به وضوح دیده می شود.چنانچه صفت دو لبه بودن جام نیز اضافه کنیم تیره میمون حذف ،شرح وتوصیف تیره نعناع کامل می شود. در صورتی که هیچ یک از صفات بالا مشخص کننده تیره نعناع نیست.

آنچه در رده بندی ها کاملا نمایان وچشم گیر است ،ارتباط ودخالت صفات متفاوت نسبت به هم واهمیت آنها بریک دیگر است.بنابراین،ضرایب این دخالت به عقیده وسلیقه ی شخصی مولف یا رده بندی کننده بستگی دارد که همه ،آنها را کم وبیش پذیرفته اند.از بین آنها ،سیستمهای رده بندی دودانشمند آلمانی به نامهای بنتام وهوکر(1862-1883)است که تا کنون بیشتر رایج بوده وتقریبا متداول وعمومی است .امروزه با تغییراتی که از نظر فیلوژنی صورت گرفته ،در بیشتر کشورها مورد استفاده قرار می گیرد.

3- رده بندی فیلوژنیک:

این رده بندی تحت تاثیرتئوری اصل انواع داروین وبرپایه عدم ثبوت گونه ها در طول زمان وایجاد خطوط تکاملی از منشا های مشترک به وسیله انتخاب طبیعی شکل گرفته است .در این رده بندی گیاه شناسان کوشش کردند که بین گروه های گیاهی ، بر پایه قرابت ، نظمی بدهند و ارتباط آنها را پیدا کنند و بدین وسیله حلقه های اشتقاق و خویشاوندی آنها را در بعد زمان و طول دورانهای گذشته تا حال پیدا کنند و این ارتباط را به صورت "درخت نسبت نامه حهان گیاهی" که همان اصل رده بندی فیلوژنیکی است، نشان دهند.

1 شارل بسی در سال 1915 میلادی در رده بندی فیلوژنیکی خود اجداد نهاندانگان را با باز دانگان دانشته و معتقد بود راسته آلاله یعنی رانال نهاندانگان را به وجود آورده و از آن سه شاخه جدا شده است.

اولین شاخه تک لپه ای ها را بوجود آورده است .

دومین شاخه رزال را به وجود آورده است که به گروه کاسنی منتهی شده است .

سومین شاخه به اسکروفولاریال و لامیال منتهی شده است .

در رده بندی شارل بسی ، بعضی از راسته ها مستقیما با رسته رانال ارتباط دارند.

2 امبرژه دانشمند و گیاه شناس فرانسوی در مورد رده بندی فیلوژنیکی نظر تازه ای ارائه داد در این رده بندی ، نهاندانگان از بازدانگان مشتق شده است وشش ریشه اشتقاق دارند .در رده بندی امبرژه ،تیپهای خیلی قدیمی نهاندانگان، تیپ های جدا گلبرگ هستندوهمچنین راسته رانال جای مشخصی ندارد. ضمنا پیوسته گلبرگها وتک لپه ای ها هیچ کدام از یکدیگر مجزا نبوده وهریک از آنها با منشاء متفاوت در یک سطح فیلوژنیکی قرار دارند .

مقدمه ای بر سیستماتیك گیاهی :

توجه به گیاه و مصارف آن و طبقه بندی گیاهان، با آغاز زندگی انسان همراه است و گیاهان از دیرباز مورد توجه انسانها بوده اند، انسانهای اولیه به گیاهان خوراكی و دارویی اطراف خود توجه خاصی داشتند و صدها نوع از آنها را می شناختند و بر اساس همین شناخت ساده و ابتدایی بشر نخستین گروههای تاكسونومیك شكل گرفت.

به تدریج كه زندگی بشر به سمت زندگی قبیله ای سوق یافت و زبان بوجود آمد، انسانها توانستند مشاهدات خود را جمع آوری و بایگانی كنند و كم كم به زبانهای نوشتاری گنجینه ای از معرفت و دانش از نسلی به نسل دیگر منتقل شد.

سیستماتیك به معنای رده بندی كردن بر اساس نظامی خاص است و یكی از شاخه های بسیار قدیمی و مهم علم گیاهشناسی است. سیستماتیك اختلافات بارز و برجسته گروههای گیاهی را تصویر می كند.

نام هر گیاه در واقع كلیدی است كه با آن دریچه ای بر زیست شناسی آن گیاه گشوده می شود. دانشمندانی كه بیوشیمی، اكولوژی، فیزیولوژی و كاربردهای علمی گیاهان رابررسی می كنند ناگزیر از كاربرد نام گیاه مورد نظر خود هستند. به هر حال، سیستماتیك گیاهی تنها زاییده نیاز دانشمندان نیست و می تواند مورد استفاده افراد دیگر با علائق و زمینه های آموزشی متفاوت نیز قرار گیرد.

سیستماتیك گیاهی با شناخت و نامگذاری گیاهان و به نظم كشیدن آنها در گروههای خویشاوند و بسیار نزدیكی همچون جنس، خانواده و ..... سروكار دارد. به طور كلی این علم شامل مجموعه فعالیتهایی است كه به منظور سازماندهی و ثبت تنوع گیاهان انجام می شود.

نیاز به نامهای علمی گیاهان :

نام هر گیاه وسیله ای ارتباطی برای گفتگو درباره گیاهان و روابط آنها است. بنابراین سایر زمینه های تحقیقاتی برای دانستن نام علمی به تاكسونومیست ها متكی هستند. آنچه مسلم است، نامهای علمی خودبخود بدون اهمیت هستند ولی نامگذاری یا تغییرنامها از آن رو اهمیت دارد كه این نامها هویتی را تعیین می كنند. گیاه بدون نام علمی، خواه جدید و خواه شناخته شده تا زمانی كه نامگذاری و تعیین هویت نشده است نمی تواند مورد استفاده قرار گیرد.

اسامی علمی در مقابل اسامی عامیانه :

انسان غالبا" به دلایل غریزی از فراگیری تعاریف ناآشنا و الفاظ مشكل مانند نامهای علمی گیاهان اجتناب دارد. هرچند ممكن است اسامی علمی از لحاظ تلفظ مشكل باشند، اما راهنمایی هایی وجود دارد كه علاوه بر تسهیل این امر با ارائه معانی نامهای لاتین به فراگیری و به یاد سپاری این نكات كمك مؤثری می كنند.

دلایلی كه سبب می شوند گیاهشناسان نامهای علمی را بر عامیانه ترجیح دهند به قرار زیر است:

الف) نامهای عامیانه منحصر به یك زبان هستند و جنبه بین المللی ندارند و به همین دلیل امكان تبادل اطلاعات در مورد گیاهان از طریق آنها با ملل و كشورهای دیگر غیر ممكن است.

ب) در صورتی كه گیاه معروف و شناخته شده باشد ممكن است نامهای عامیانه زیادی داشته باشد.

پ) گاهی اوقات دو یا چند گیاه ممكن است دارای نام عامیانه واحدی باشند.

ت) بسیاری از گونه های گیاهی، بخصوص انواع نادر نام عامیانه ندارند.

ث) نامهای عامیانه معمولا" اطلاعاتی را كه مشخص كننده قرابت های جنس و تیره است، ارائه نمی دهند.

نامگذاری گیاهی و مبنای نامهای علمی :

سیستم نامگذاری فعلی مجموعه ای از تغییرات و اصلاحات تدریجی در طول زمان است. قدیمی ترین نامهایی كه امروزه مورد استفاده قرار می گیرند، نامهای عامیانه ای هستند كه در یونان و روم قدیم به كار می رفته اند.

تا سال 1753، نام گیاهان اغلب تركیبی از سه كلمه یا بیشتر بود. این نامها اصطلاحا" به « چندنامی » موسوم بودند. بطور مثال گونه ای از بید به نام Salix pumila angustifolia altera نامیده می شد. این روش نامگذاری به دلیل مشكل بودن امكان توسعه آن، قابل استفاده نبود. تا اینكه لینه دانشمند سوئدی کتابی به نام " Species plantarum" انتشار داد که در آن روش نامگذاری دواسمی " Binomial"معین گردیده بود . که امروزه کنگره گیاهشناسی آن را به عنوان الگوی نامگذاری گیاهان معرفی کرده است نامهای ارائه شده در این سیستم نامهایی هستند که در روم و یونان باستان استفاده می شدند. مطابق این سیستم نام علمی باید :

1- دو اسمی باشد .

2- لاتین باشد یا صرف لغت طبق دستور زبان لاتین باشد .

برای هر گیاه شناخته شده یک نام علمی در نظر گرفته می شود . اگر نامهای علمی وجود نداشته باشند امکان تبادلات علمی بین علوم کشاورزی و گیاهی وجود ندارد و امکان دسترسی به اطلاعاتی که راجع به آن گیاه در گذشته بوجود آمده امکان نداشت .

هر گیاه تنها می تواند یک نام علمی داشته باشد که از دو بخش تشکیل شده است . مانند : Triticum Sativum

کلمه اول نام« جنس »و دومی نشان دهنده «گونه» است.

به دنبال نام علمی باید جزء سومی نیز قرار داشته باشد كه منظور از آن نام فرد یا افرادی است كه در گذشته بطور رسمی گیاه را توصیف كرده اند. به طور مثال نام علمی گیاه بلوط Quercus alba L. است كه Quercus نام جنس، alba صفت گونه ای و L. مخفف لینه است كه این گیاه را نامگذاری كرده است. بنابراین نام علمی كامل مشتمل بر سه جزء است:

1) نام جنس 2) صفت گونه ای 3) نام مؤلف یا معرف آن.

برخی از مؤلفین دارای اسامی اختصاری هستند ، مثلاً لینه را با حرف L نشان می دهند .

حرف اول نام جنس را باید با حرف بزرگ نوشت .

نامهای جنس بر حسب پسوندشان به سه گروه تقسیم می شوند :

- پسوند um نشان دهنده خنثی بودن نام است . مثل: Lulium

- پسوند us نشان دهنده مذکر بودن نام است . مثل : Ulmus-Ranunculus

- پسوند ai نشان دهنده مؤنث بودن نام است . مثل :رزا – فراگاریا-ویسسافابا

گونه از لحاظ دستوری صفت محسوب می شود ، در ستون علمی معمولاً صفات گونه ای را با حرف کوچک می نویسند.

واحدهای طبقه بندی : سیستمهای طبقه بندی بر اساس صفات مشترک بین تیره های گیاهی به واحد هایی در سطوح مختلف تقسیم بندی می گردند. واحد تشکیل دهنده سیستمهای طبقه بندی « گونه » می باشد سطوح طبقه بندی مشخص شده برای تعیین سیستمهای طبقه بندی از بالا به پایین به شرح زیر است :

Division شاخه Phyta

Sub Division زیر شاخه

Class رده Opsida

Sub Class زیر رده

Order راسته Ales

Sub Order زیر راسته

Family خانواده – تیره Aceae Sub Family زیرتیره - زیرخانواده

Genius جنس

Species گونه

بعضی از موارد به دلایل خاص کنگره های جهانی گیاه شناسی بعضی از نامها را از الزام رعایت پسوندها مستثنی نموده است . مانند :

Graminae Poaceae خانواده گندمیان

Cruciferae Brassicaceae خانواده شب بو

Umbelliferae Apiaceae خانواده چتریان

Compositae Asteraceae خانواده آفتابگردان

Palmae Arecaceae خانواده نخل

Labiatae Lamiaceae خانواده نعناع

Taxon : هر سطح طبقه بندی را گویند . در واقع یک لغت عام است برای نشان دادن گروهی از گیاهان که تحت پوشش یک واحد طبقه بندی قرار می گیرند .

گونه : به عنوان واحد طبقه بندی محسوب می شود و سیستمهای طبقه بندی بر پایه گونه شکل می گیرد .

به مجموعه افرادی که بیشترین شباهت را با هم داشته باشند و به راحتی زادآوری نمایند و فرزندان بارور بوجود آورند ، گونه گویند .

نژاد : نژاد یا زیر گونه یکی از تقسیمات گونه است . افراد یک گونه که از هم دور افتاده و در دو منطقه جغرافیایی مجزا زندگی می کنند ممکن است در برخی از صفات با هم تفاوت داشته باشند ، که در این صورت نژاد بوجود می آید .

واریته : هرگاه در بین افراد یك گونه در اثر جهش ویا دو رگه ای شدن در یك یا چند صفت اختلاف بوجود آید، واریته ایجاد می گردد. صفت متمایز كننده واریته ها باید عكس یا خلاف صفتی باشد كه در گونه اصلی وجود دارد. مثلا" جام گل در بنفشه معطر ، بنفش رنگ ولی در واریته ای از آن ، سفید رنگ است.

جنس : مجموعه ای از گونه ها که بیشترین شباهت را به هم دارند .

خانواده ( تیره ) : مجموعه ای از جنسها که بیشترین شباهت را به هم دارند .

سیستماتیک: به معنای قرار دادن مجموعه ای از پدیده ها در چهار چوب یک نظام بر پایه معیاری مشخص.

تاکسونومی:دانش رده بندی گیاهی را گویند . Systematic=Taxonomy

فلور( flora): دو معنا دارد یکی به معنای مجموعه گیاهانی که در یک ناحیه جغرافیایی و یا سیاسی وجود دارند، دیگری به کتابهای گیاه شناسی خاصی اطلاق می شود که منابعی هستند که در آن رستنی های یک منطقه معرفی می شود.

هرباریوم ( Herbareum ) : مراکزی که گیاهان جمع آوری شده ، آماده شده ، نامگذاری شده یک یا چند منطقه را در چهار چوب یکی از سیستمهای طبقه بندی شده به منظور ارائه خدمات لازم به بخشهای مختلف نگهداری می کنند را هرباریوم نامند .

سلسله گیاهانPlant

1- خزه Briophyta

2- سرخسها Pterophyta

Pinophyta 3- نهانزادان آوندی( پنجه گرگیان،دم اسبیان و علف خوک)

4- دانه دارا ن ( تک لپه ای و دو لپه ای )

Magnoliopsida

Magnoliphyta

Liliopsida

انواع تك لپه ای ها ازنظرنوع گل :

1- تك لپه ای با گل های برهنه ( Typhaceae)

2- تك لپه ای با گل های ناقص :

الف- Arecaceae (نخل)

ب- Aruceae (شیپوری)

ج- Poaceae(گندمیان)

د- Cyperaceae (اویارسلام)

3- تك لپه ای با گل های کامل و نا منظم :

الف- Musaceae (موز)

ب- Zingiberaceae ( زنجبیل)

ج- Cannaceae ( اختر)

د- Orchidaceae (اركیده یا ثعلب)

4- تك لپه ای با گل های کامل و منظم :

الف- Liliaceae ( لاله )

ب- Iridaceae (زنبق )

ج- Amarilidaceae ( نرگس)

فهرست تك لپه ای ها

تك لپه ای های تخمدان زبرین:

1- تیره خرما (پالماسه)

2- تیره گل شیپوری(آراسه)

3- تیره لویی(تیفاسه)

4- تیره گندمیان(پوآسه)

5- تیره اویارسلام(سایپراسه)

6- تیره مارچوبه(آسپاراژیناسه)

7- تیره لاله (لیلیاسه)

تك لپه ای های تخمدان زیرین:

8-تیره نرگس (آماریلیداسه)

9-تیره زنبق (آیریداسه)

10-تیره موز (موزاسه)

11-تیره استرلیتزیاسه

12-تیره زنجبیل(زنجیبراسه)

13-تیره اختر(كاناسه)

14-تیره ثعلب (اوركیداسه)

فهرست دو لپه ای ها


زیر رده بی گلبرگها:

1-تیره بید(سالیكاسه

2-تیره بلوط یا راش (فاگاسه)

3-تیره گردو (ژوگلنداسه)

4-تیره نارون (اولماسه)

5-تیره گزنه (اورتیكاسه)

6-تیره توت (موراسه)

7-تیره علف هفت بند (پلی گناسه)

8-تیره چغندر یا اسفناج (كنو پودیاسه)

9-تیره میخك (كاریوفیلاسه)

10-تیره تاج خروس (آمارانتاسه)

زیر رده جدا گلبرگها:

11-تیره آلاله (رانونكلاسه)

12-تیره زرشك (بربریداسه)

13-تیره خشخاش یا شقایق (پاپاوراسه)

14-تیره شاتره (فوماریاسه)

15-تیره شب بو (كروسیفر)

16-تیره پنیرك (مالواسه)

17-تیره فرفیون (افوربیاسه)

18-تیره سداب یا مركبات (روتاسه)

19-تیره عناب یا تنگرس (رامناسه)

20-تیره حبوبات (لگومینوزه)

21-تیره گل سرخ (رزاسه)

22-تیره مورد (میرتاسه)

23-تیره چتریان (آپیاسه یا امبلّیفر)

پیوسته گلبرگها :

24- تیره زیتون (اولئاسه)

25- تیره خرزهره (آپوسیناسه)

26- تیره گاوزبان (بوراژیناسه)

27- تیره سیب زمینی (سولاناسه)

28- تیره نعناء (لامیاسه یا لابیاته)

29- تیره كدو (كوكوربیتاسه)

30- تیره كاسنی (آستراسه یا كمپوزیته)

نهاندانگان

صفات عمومی: دسته بزرگی ازگیاهان را تشكیل می دهندشامل 120 هزار تا 200 هزار گونه بوده كه مجموعا به 300 تا 400 فامیل تعلق دارند. نهاندانگان با اختصاصا ت زیر از بازدانگان مشخص می گردند :

1- لبه برچه ها به هم چسبیده است و فضایی به نام تخمدان ایجاد می كند كه تخمكها در آن قرار دارند وجه تسمیه آن به همین علت است .

2- گل درنهاندانگان تكامل بیشتری نسبت به گل در باز دانگان پیدا كرد ه است.

3- نهاندانگان برخلاف بازدانگان لقاح مضاعف دارند.

طبقه بندی نهاندانگا ن: نهاندانگان را از روی تعداد لپه های موجود در دانه آنها به دو رده« تك لپه ای» و

«دو لپه ای» تقسیم می كنند.

دو لپه ای ها:

صفات عمومی : دو لپه ای ها دارای اختصاصات زیر می باشند :

1- جنین آنها از دو لپه تشكیل شده است.

2- دارای ریشه اصلی هستند كه در گیاهان چند ساله واجد ساختمان پسین می گردند.

3- ساقه غالبا منشعب بوده و در گیاهان چند ساله دارای ساختمان پسین است.

4- برگها معمولا كامل بوده و دارای پهنكی با رگبرگ های شانه ای یا پنجه ای می باشند، همچنین غالبا دارای دمبرگ و غلاف و دو گوشوارك هستند.

5- فرمول گل غالبا از نوع 5 تایی است:

5 برچه + (5+5 ( پرچم +5 گلبرگ + 5 كاسبرگ

6- برخلاف تك لپه ای ، كاسه از جام مشخص بوده و چنانچه قطعات گل به یكدیگر چسبیده باشند عبارتند از قطعاتی كه بر روی یك پیرامون قرار گرفته اند.

رده بندی دو لپه ای ها :دو لپه ای هارابه3 زیر رده تقسیم می كنند:جدا گلبرگ ها ، پیوسته گلبرگها و بدون گلبرگ ها.

تك لپه ای ها:

صفات عمومی: تك لپه ای ها واجد اختصاصات زیر می باشند:

1-جنین آنها از یك لپه تشكیل شده است.

2-ریشه اصلی پس از نمو گیاهك از بین میرودوریشه های نا بجا كه غالبا افشان هستند جایگزین آنها می شوند.

3-ساقه هوایی فاقد ساختمان پسین است و علاوه بر آن غالبا دارای ساقه زیرزمینی می باشند.

4-برگها همیشه ساده و كشیده بوده و معمولا دارای گلبرگهای موازی هستند.

5-قطعات گل سه یا مضربی از سه است و فرمول گل در آنها چنین است : 3 برچه + (3+3 ( پرچم +3 گلبرگ +3 كاسبرگ

6-معمولا كاسه گل به رنگ جام می باشد و از آن متمایز نیست.دانه غالبا واجد آلبومن است.

 

م:bbfz.blogfa




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 6 مهر 1391 04:48 ب.ظ